تبليغاتX
پلی به گذشته

سلام من به محرم

 

فرا رسیدن ماه محرم،ماه عزا و ماه خون و قیام و شهادت را بر امت حضرت رسول اکرم(ص)و پیروان اهل بیت(ع)و عاشقان شهادت تسلیت عرض می نمايم

سلام بر محرم

!! نوشته شده توسط علي احساني مقدم | | بیست و چهارم آذر 1388 •

نيايش

به نام يزدان پاك ،اگر خواهان آرامش هستيد هرروز بخوانيد

اي بخشنده بزرگ و مهربان ! من را از گذشته ام رها كن ، گذشته ام را بر من ببخش . حالا و هميشه همراه من  باش و كمك كن بنده نيك كردار و پاك تو باشم .

خداي مهربان ! شرايط را بهبود بخش ،پاكي ام را حفظ كن ، كمك كن تا من و همه انسانها مسئوليت اعمالمان را بپذيريم و رشد كنيم .
خداي من ! گرچه گاهي از قضاوت و رفتار ديگران دلگير مي شوم اما مي دانم روح تو در من دميده شده ، از تو مي خواهم نورت را بر آنها بتاباني و آگاهيشان را بالا ببري با تو من هميشه سرفرازم .
اي خالق اعجاز ! آرزوهايم را به تو مي سپارم . تو خود آنچه صلاح من است مقدر فرما. مي دانم تو هميشه بهترين ها را براي من در نظر داري ، پس به تو توكل مي كنم و تسليم امر و اراده تو هستم .
الهي! كمك كن تا بتوانم خود و ديگران را ببخشم و رها كنم روح بخشش را در من بدم ،
پروردگارا ! تو حافظ آبروي من هستي . كمك كن  هميشه در سايه لطف تو آبرويم حفظ شود. هر لحظه يادآورم باش تا آگاهانه رفتار كنم و حضور تو را حس كنم .
خدايا ! تو ناجي من هستي ، از كه بترسم ؟ خدايا تو امين و رازدار من هستي ، از كه بهراسم ؟ تو پناهگاه من هستي ، جز تو به كه پناه برم ؟ دلم را تقويت كن با تو هميشه آرامش در راه است .
خدايا مسير واقعي زندگي ام را به من نشان بده ! كمك كن دوستان واقعي ام را بشناسم ، كمك كن هر جا مي روم خيري برسانم .
خدايا ! آنقدر مهر در وجودم قرار بده كه با تمام وجود براي ديگران دعا كنم ، در اين لحظه براي اطرافيانم از تو طلب خير مي كنم .
اي ياري گر ! كساني را كه بايد به آنها كمك كنم ، به من نشان بده بگذار مجراي خير و بركت تو باشم .
الهي ! مي دانم هر آنچه كه بايد از جانب تو به من برسد ، در بهترين زمان و بهترين مكان نصيبم خواهد شد، خود را و فرجام آنها را به تو مي سپارم .
!! نوشته شده توسط علي احساني مقدم | | بیست و دوم آذر 1388 •

ما ملت ايران همه با هوش و زرنگيم

نمي دانم مصداق ما ملت مي گردد يا نه

 قضاوت با شما ، اما انگار خيلي تازگي داشت اين شعر، با تكرا ر ان نزديك ، به واقعيت بپيوندد.ماجرا از اينجا شروع شد كه پدر خانم ۹۲ساله ،مهمان دخترش  شده بود. بعد از بحث و گفتگوآزادي كه با هم داشتيم تنهاش گذاشتم رفتم به سمت اشپزخانه، اما او  با خودش چيزايي  نجوا مي كرد انگار هنوز باشعرنسيم شمال (سيد اشرف الدين حسيني۱۲۸۷-۱۳۵۲ه. ق)داره حال مي كنه ومي گفت ان موقع كتابش ناياب شد منم اهل شعر نبودم اما برگشتم وخوب لازم دونستم يادداشت نمايم .درضمن ۸۰ سال گذشته از سرودن آن ،بخشي از ان :

ما ملت ایران همه باهوش و زرنگیم
افسوس كه چون بوقلمون رنگ‌به‌رنگیم

ما باك نداریم ز دشنام و ملامت
ما میل نداریم به آثار سلامت
گر باده نباشد سر وافور سلامت

از نام گذشتیم همه مایل ننگیم
افسوس كه چون بوقلمون رنگ‌به‌رنگیم

اسباب ترّقی همه گردید مهیا
پرواز نمودند جوانان به ثریا
گردید روان كشتی علم از تك دریا

ما غرق به دریای جهالت چو نهنگیم
افسوس كه چون بوقلمون رنگ‌به‌رنگیم

از زهد و تقدس زده صد طعنه به سلمان
داریم جمیعاً هوس حوری و غلمان
نه گبر و نه ترسا نه یهود و نه مسلمان

نه رومی رومیم و نه هم زنگی زنگیم
افسوس كه چون بوقلمون رنگ‌به‌رنگیم ..........انشاالله كه اين طوري نباشه مگه نه؟

 

!! نوشته شده توسط علي احساني مقدم | | هجدهم آذر 1388 •

از قول بنده خدا

امام علي ( ع):

سخن مرد ميزان سنجش عقل اوست.

!! نوشته شده توسط علي احساني مقدم | | دوم آذر 1388 •

نكته

نكته اي قابل تامل  به نقل از وبلاگ دوست عزیزم اقاي صلواتي نوه علامه جعفري (ره)

 

مي خواهيد باور كنيد مي خواهيد باور نكنيد

!! نوشته شده توسط علي احساني مقدم | | بیست و ششم آبان 1388 •

كوچه هاي خراسان...

شعري در تهنيت ميلاد امام رضا 

قيصر امين‌پور:

چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند
موج‌های پريشان تو را می‌شناسند
پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
ريگ‌های بيابان تو را می‌شناسند
نام تو رخصت رويش است و طراوت
زين سبب برگ و باران تو را می‌شناسند


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط علي احساني مقدم | | ششم آبان 1388 •

داستان كوتاه

 شما عظيم تر از آني هستيد که مي انديشيد

«امت فاکس» نويسنده و فيلسوف معاصر، هنگام نخستین سفرش به آمريکا براي اولین در عمرش به یک رستوران سلف سرويس رفت ...

 

ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط علي احساني مقدم | | دوازدهم مرداد 1388 •

كاش

كاش مي شد ما بهاري مي شديم

خيس آواز قناري مي شديم

قلبهامان بوي خدا مي داد باز


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط علي احساني مقدم | | چهارم مرداد 1388 •

سفر : عمرا ، سفرنامه: آری

http://ir-archivist.blogsky.com/1388/04/31/post-62

به نام یزدان پاک

تابستان فصل سفر است ایامی است که هر ایرانی در صورت مهیا بودن امکانات سفر وبودجه کافی ،سفری را آغاز میکند وهرروزی که از تابستان می گذرد میل مسافرت وگردش در او بیشتر تقویت میگردد ودوست دارد دو بال در آورد ودور دنیا را در 90 روز تابستان طی نماید ولی چه سود برای عده ای که مهیاست رغبتی باقی نمانده وعده دیگر هم که امکانات مهیا نیست فقط آرزوی ان را در سر می پرورانند بعضی ها هم اگر  به اینترنت هم دسترسی داشته باشند تصاویر ومکان های دیدنی دنیا را کوچک وبزرگ میکنند اما باز هم به مقصود نمی رسند .

بعضی ها هم که به این پدیده عصر حاضر دسترسی ندارند وارد کتابخانه می شوند و برای چاشت شبشان کتابی را به امانت می گیرند .

بنده سر تا پا تقصیر هم شبیه گروه  دوم البته منابع چاپی را ترجیح دادم لذا برای مطالعه  به کتابدار کتابخانه تخصصی تاریخ ومطالعات آرشیوی مراجعه نمودم وکتاب مورد علاقه خودم را به امانت گرفتم وآن کتاب روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه در سفر اول به فرنگستان نام داشت که به کوشش خانم قاضیها وباتلاشهای استاد فقید مرحوم دکتر رضوانی که اهل بیرجند هم بوده  تهیه گردیده است  واین هم غنیمت است که اگر نتوانی به سفر بروی سفر نامه ای را در تابستان بخوانی تاروز جمعه شود وبدوبدو خودتو به نماز و سخنرانی جمعه برسانی تا از قافله وبازار سیاسی وعبادی ، عقب نمانی  هرچند فکر میکنیم که ....

این کتاب نکات  آموزنده وجالبی داشت که با حوصله می بایست از اول تاآخر را مطالعه نمود البته سه جلدیست ،وبنده این عمل نیک را انجام دادم نکته جالبی که اشاره کردم پیشگفتار این کتاب بود که


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط علي احساني مقدم | | سی و یکم تیر 1388 •

دستور زبان عشق

تو آفتاب بود خيلي زيبا بود آوردمش تو سايه : 

دست عشق از دامن دل دور باد!    
می توان آیا به دل دستور داد؟

می توان آیا به دریا حکم کرد
که دلت را یادی از ساحل مباد؟

موج را آیا توان فرمود: ایست!
باد را فرمود: باید ایستاد؟

آنکه دستور زبان عشق را
بی گزاره در نهاد ما نهاد

خوب می دانست تیغ تیز را
در کف مستی نمی بایست داد

مرحوم قیصر امین پور

!! نوشته شده توسط علي احساني مقدم | | بیست و هشتم تیر 1388 •

سندي از عصر پهلوي

بازنويسي سندي از عصر پهلوي باشرح : اعطاي عنوان جناب اشرف به تيمورتاش وزير دربار پهلوي  از سوي رضا شاه محل در ارشيو ملي 297012979

 

        (شير و خورشيد)

وزارت معارف واوقاف وصنايع مستظرفه

كابينه محترم وزارت جليله معارف

   احترامازحمت ميدهد كه از طرف قرين الشرف بندگان اعلحضرت شاهنشاهي ارواحنافداه بحضرت اشرف آقاي تيمور تاش وزير دربار پهلوي دامت عظمه عنوان (جناب اشرف)اعطا شده است .

                                                                              رئيس كابينه وزارت دربار پهلوي

 - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -  - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - 

سواد مراسله مورخه 25مهرماه 1307بشماره 2238فوق براي استحضار اداره محترم تفتيش ارسال مي گردد.(امضا)7/7/07

!! نوشته شده توسط علي احساني مقدم | | بیست و دوم تیر 1388 •

پدرم روزت مبارك

روز پدر را به پدرانی تبریک می گویم که فرزندان صادق دارند.

روز پدر را به پدرانی تبریک می گویم که اخلاق را به فرزندانشان آموختند.

روز پدر را به پدرانی تبریک می گویم که راستگویی را از نان شب واجب تر می دانند.


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط علي احساني مقدم | | چهاردهم تیر 1388 •

داستاني كوتاه

كوله ‌پشتی‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد.
رفت‌ كه‌ دنبال‌ خدا بگردد و گفت: تا كوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌ گشت.
نهالی‌ رنجور و كوچك‌ كنار راه‌ایستاده‌ بود، مسافر با خنده‌ای‌ رو به‌ درخت‌ گفت: چه‌ تلخ‌ است‌ كنار جاده‌بودن‌ و نرفتن؛
 درخت‌ زیرلب‌ گفت: ولی‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ كه‌ بروی‌ وبی‌رهاورد برگردی. كاش‌ می‌دانستی‌ آنچه‌ در جست‌وجوی‌ آنی، همین‌جاست...
 
مسافر رفت‌ و گفت: یك‌ درخت‌ از راه‌ چه‌ می‌داند، پاهایش‌ در گِل‌ است، او هیچ‌گاه‌ لذت‌ جست‌وجو را نخواهد یافت.
و نشنید كه‌ درخت‌ گفت: اما من‌ جست‌وجو را از خود آغاز كرده‌ام‌ و سفرم‌ را كسی‌ نخواهددید؛ جز آن‌ كه‌ باید.
 
مسافر رفت‌ و كوله‌اش‌ سنگین‌ بود. هزار سال‌ گذشت، هزار سالِ‌ پر خم‌ و پیچ، هزار سالِ‌ بالا و پست. مسافر بازگشت رنجور و ناامید. خدا را نیافته‌ بود، اما غرورش‌ را گم‌ كرده‌ بود...
 
به‌ ابتدای‌ جاده‌ رسید. جاده‌ای‌ كه‌ روزی‌ از آن‌ آغاز كرده‌ بود. درختی‌ هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده‌ بود.
زیر سایه‌اش‌ نشست‌ تا لختی‌ بیاساید.
 
مسافر درخت‌ را به‌ یاد نیاورد. اما درخت‌ او را می‌شناخت.
 
درخت‌ گفت: سلام‌ مسافر، در كوله‌ات‌ چه‌ داری، مرا هم‌ میهمان‌ كن.
مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده‌ام، كوله‌ام‌ خالی‌ است‌ و هیچ‌ چیز ندارم.
 
درخت‌ گفت: چه‌ خوب، وقتی‌ هیچ‌ چیز نداری، همه‌ چیز داری.اما آن‌ روز كه‌ می‌رفتی، در كوله‌ات‌ همه‌ چیز داشتی، غرور كمترینش‌ بود، جاده‌ آن‌ را از تو گرفت.
حالا در كوله‌ات‌ جا برای‌ خدا هست و قدری‌ از حقیقت‌ را در كوله‌ مسافر ریخت...
 
دست‌های‌ مسافر از اشراق‌ پر شد و چشم‌هایش‌ از حیرت‌ درخشید و گفت: هزار سال‌ رفتم‌ وپیدا نكردم‌ و  تو نرفته‌ای، این‌ همه‌ یافتی!
 
درخت‌ گفت: زیرا تو در جاده‌ رفتی‌ و من‌ در خودم ، و پیمودن‌ خود، دشوارتر از پیمودن‌ جاده‌هاست ...
 
این داستان برداشتی است از فرمایش حضرت علی
"من عرف نفسه فقد عرف ربه"
آن کس که خود را شناخت به تحقیق که خدا را شناخته است...
 
!! نوشته شده توسط علي احساني مقدم | | دوم خرداد 1388 •

شعري از سهراب

 - براي تغيير حال وهوايمان  ،باشعري از سهراب سپهري : 

ياد من باشد...

فردا حتماً صبح بر تو سلام بكنم

364 غفلت را فراموش كنم

سينه خالي كنم از كينه، اين مردم خوب

ياد من باشد. فردا حتماً

به دل كوزة آب كه بدان سنگ شكست، بستي از روي محبت بزنم

تا اگر آب در آن سينه پاكش ريزند، آبرويش نرود

ياد من باشد. از فردا صيح، جور ديگر باشم

 بد نگويم به هوا، آب، زمين

مهربان باشم با مردم شهر

و به ا نگشتانم نخي خواهم بست. تا فراموش نگردد فردا زندگي شيرين است.

 زندگي بايد كرد، گرچه دير است ولي ......

كاسة آب به پشت سر  لبخند بريزيم.

شايد به سلامت مسافر برگردد..

 

!! نوشته شده توسط علي احساني مقدم | | بیست و ششم اردیبهشت 1388 •

ضریب هوش

    ضریب هوش

رتبه ایران بین ۸۱ کشور که ضریب هوش آنها اندازه‌گیری شده است، ۵۶ است. عدد ۸۴ ضریب هوش ایران است

باهوش ترین انسان تاریخ ویلیام جیمز سایدیس امریکایی در سال ۱۸۹۸ میلادی (۱۲۷۷شمسی به دنیا آمد او در یک سالگی نوشتن را یاد گرفت و در ۵ سالگی به ۵زبان رایج دنیا تکلم میکرد و در ۱۱ سالگی استاد دانشگاه هاروارد بود او سر انجام در ۴۶ سالگی در سال ۱۹۴۴ میلادی درگذشت جالب توجه اینکه ضریب هوشی او ۲۵۰ بوده است با این توصیف که ضریب هوشی انسان معمولی بین ۸۵ تا ۱۱۵ است و این رقم در انسانهای نابغه بین ۱۵۵ تا ۲۰۰ قرار دارد برای مثال ضریب هوشی گالیله را ۱۸۰ تخمین میزنند و ضریب هوشی بیل گیتس بنیان گذار شرکت نرم افزاری مایکروسافت ۱۶۰ است.

 

!! نوشته شده توسط علي احساني مقدم | | بیست و چهارم اردیبهشت 1388 •

RSS